گروه ادبیات شهرستان با هکاری مدیریت آموزش و پرورش شازنددر
نظر دارد به منظور ترویج فرهنگ غنی اسلامی -ایرانی با محوریت ادبیات فارسی
، نشستی ادبی با حضور صاحب نظران ، معلمان ادبیات و دانش آموزان علاقمند
سطح منطقه و استان ، در محل دبیرستان پسرانه قدس برگزار نماید . این
نشست ادبی با هدف تعمیق نگاه جامعه دانش آموزی و فرهنگیان محترم به کارکرد
اجتماعی و فرهنگی ادبیات و همچنین فراهم نمودن زمینه ی بروز استعداد های
خاص دانش آموزان در عرصه شعر و نویسندگی و تجلیل از معلمین فعال در عرصه
شعر و ادب ، در اوایل آذرماه برگزار خواهد شد . گروه
ادبیات در نظر دارد در صورت استقبال مدارس از چنین نشست هایی ، این برنامه
ها را در قالب های دیگر در سطح مدارس دیگر شهرستان نیز برگزار نماید . لذا
مدیران مدارس در صورت فراهم بودن زمینه های لازم ، می توانند برای میزبانی
این نشست ها آمادگی خود را به مدیریت آموزش و پرورش و یا سرگروه آدبیات
فارسی مقطع متوسطه اعلام نمایند.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 0:27 توسط سرگروه ادبیات شازند
|
پارناس نام کوهی است که بنا به اسطورههای یونان
قدیم، آپولون
(الههی شعر) و ٩ خواهری که فرشتگان نگاهبان هنرهای
زیبا بودند، در آن جا زندگی
میکردند. وجه تسمیهی آن، علاقه و گرایشی است که
شاعران پارناسین برای شعر به مفهوم
هنری قائم به ذات که هیچ هدفی جز کمال و زیبایی خود
ندارد، قایل بودند. این مکتب
ادبی در نیمهی دوم سده ی نوزدهم در فرانسه در برابر
رمانتیسم ویکتور هوگو و
لامارتین، و بر ضد درونگرایی و جامعهدوستی هنری پدید
آمد.
بسیاری تئوفیل گوتیه
را بنیادگذار این مکتب میدانند و برخی رواج این مکتب
را به لکنت دولیل نسبت
دادهاند. گوتیه عقیده داشت که هنر هیچ هدفی جز خود و
فراتر از خود ندارد. به نظر
او شاعر باید همچون مجسمهساز و صنعتگری کاملن
بیطرف باشد و شعر خود را به
ملموسترین و عینیترین شکل ممکن ارایه دهد. این
عقیده منشأ یقین به تشابه میان
هنرهای تجسّمی و تصویرگری و نیز منشأ اندیشهی شعر
بیطرف و غیرشخصی است. شعر
غیر شخصی فارغ از تمایلات و گرایشهای شخصی شاعر است.
تی.اس.الیوت، شاعر انگلیسی
تبار، این رویکرد را این گونه تعریف میکند:
"تعالی
هنرمند عبارت از جریان مدام
قربانی کردن خود و محوشدگی همیشگی منیّت اوست."
شعار "هنر برای هنر" یکی از اصول
مهم این مکتب به شمار میآید. شاعر پارناسین با هرگونه
ذهنیّتگرایی مخالفت میکرد
و زیبایی قالب و شیوهی بیان را برتر از محتوا
میدانست.
ويکتور هوگو با اثر معروف خود "Les
Orientales
" پايه گذار مکتب "هنر براي هنر" شد و هوگو بود که
عبارت " هنر براي هنر " را در محافل ادبي مطرح ساخت.
جوانان بسياري دور هوگو جمع شدند و می گفتند هنر خدايي
است که بايد آن را تنها به خاطر خودش پرستيد و نباید
هيچ گونه جنبه ی مفيد و يا اخلاقي به آن داد.
تئوفيل گوتيه ازجمله ی اين جوانان بود که پس از چند
سال در رأس عده اي که هنر براي هنر را شعار خود کرده
بودند قرار گرفت. شاعر نام دار ديگر اين مکتب نیز
تئودور دو بانويل است.
در سال ١۸۶۰ میلادی عده اي از شاعران جوان فرانسه که
بر ضد رومانتيسم قيام کرده بودند، تحت تأثير مکتب هنر
براي هنر محافلی ادبي برای خود تشکيل دادند. در رأس
اين شاعران لوکنت دو ليل قرار داشت. در سال ١۸۶۶
مجموعه شعري از آثار اين شاعران با عنوان (پارناس
معاصر) انتشار يافت که سخت مورد توجه قرار گرفت.
و رفته رفته اين شاعران به نام" پارناسين" معروف شدند.
به باور پارناسين ها شعر نشانه اي است از روح کسي که
احساسات خود را خاموش ساخته است. چون این شاعری به
هيچ روی نمي خواهد شعرش محتواي اميد و آرزو و خواهشي
باشد و تنها براي هنر محض احترام قایل است و به زيبايي
شکل و طرز بيان اهميت مي دهد.
اصول مهم اين مکتب عبارت است از :
١_
کمال شکل، چه از نظر بيان و چه از لحاظ برگزيدن واژه
ها.
۲_
دخالت ندادن احساسات و بی توجهی به آرمان ها و اهداف.
٣_
زيبايي قافيه.
۴_
پایبندی به آیين "هنر براي هنر".
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 0:25 توسط سرگروه ادبیات شازند
|
مضارع در لغت به معنی مشابهت است. اصل این بحر، چهار بار «مفاعیلن فاعلاتن»
است، اما چون سالم این بحر خوش آهنگ نیست زحافات آن بیشتر مورد استفاده قرار گرفته
است، زحافاتی که از این بحر به دست می آید، یازده زحاف است که به شرح موارد ذکر
شده در کتاب می پردازیم:
ای باد بامدادی خوش می روی به شادیپیوند روح کردی پیغام دوست دادی
4- بحر خفیف
خفیف در لغت به معنی سبک است، اصل این بحر «فاعلاتن
مستفعلن فاعلاتن» است ولی چون سالم آن خوش آهنگ نیست از زحافاتش استفاده می شود.
زحافات این بحر هفت است که به شرح موارد ذکر شده در کتاب می پردازیم.
4-1: فعلاتن مفاعلن فعلن: خفیف مسدس مخبون محذوف
الف) «خفیف» است زیرا از «فعلاتن مفاعلن فعلن» ساخته شده است.
ب) «مخبون » است زیرا«فاعلاتن»به «فعلاتن» و«مستفعلن» به «مفاعلن»تبدیل شده
است.
پ) «محذوف »است زیرا رکن پایانی که «فعلاتن»(UU-
-) بوده یک هجا حذف گردیده «فعلن»(UU -) باقی مانده
است.
در نگاهش شکفته روح سحربرلبانش ترانه ی توحید
5- بحر مجتث
اجثاث در لغت به معنی از بیخ برکندن است، چون مسدس این بحر از «خفیف» گرفته
شده است، آن را مجتث خوانند و اصل این بحر از چهار بار«مستفعلن فاعلاتن» می باشد،
در این بحر هم نوع مزاحف آن خوش آهنگ و رایج است. زحافات این بحر، نه است که تنها
به شرح موارد ذکر شده در کتاب می پردازیم:
5-1: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن: مجتث مثمن مخبون
الف)هر گاه وزنی از تکرار«مفاعلن فعلاتن» به وجود آید آن را «مجتث» گویند.
ب)تبدیل «فاعلاتن» به «فعلاتن» را مخبون گویند.
گرم عذاب نمایی به داغ و درد جداییشکنجه صبر ندارم، بریز خونم و رستی «سعدی»
ب) «محذوف» است زیرا یک هجا از رکن پایانی «فعلاتن»(UU
- -) حذف گردیده و «فعلن» (UU -) بر جای مانده
است.
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسدتو را در این سخن انکار کار ما نرسد.
محذوف
حذف در لغت به معنی
انداختن، قطع کردن می باشد و در علم عروض عبارت از آن است که یک هجا از آخر رکن
سالم حذف شود مانند: «فاعلن» از فاعلاتن
«فعولن» از مفاعیلن و «فعل» از فعولن
مخبون
خبن در لغت به معنی شکستن کنار جامعه است تا
کوتاه شود و در علم عروض یعنی انداختن حرف دوم از رکن مانند«فعلاتن» از فاعلاتن و «مفاعلن» از مستفعلن
بنابراین فعلاتن را «رمل مخبون» و مفاعلن را «رجز مخبون» گویند.
مطوی
طی در لغت به معنی
در نور دیدن و پیمودن است و در علم عروض یعنی حذف حرف چهارم از مستفعلن(- - U -) که می ماند مستعلن به جای آن مفتعلن (-UU -) می گذارند.
مقبوض
قبض در لغت به معنی
گرفتن است و در علم عروض حذف حرف پنجم از مفاعلین(U
- - -)است می ماند «مفاعلن»(U – U -)
مکشوف
کشف در لغت به معنی
برهنه کردن است و در علم عروض حذف«ت» از آخر
مفعولات (- - - U)که به جای آن«مفعولن»(- - -)می گذارند
مشکول
شکل در لغت بستن
ستور است و در عمل عروض حذف حرف دوم و حرف آخر فاعلاتن است می ماند«فعلات» بنابراین فعلات + فاعلاتن = رمل مشکول
مکفوف
کف در لغت به معنی
بازداشتن است و در علم عروض یعنی حذف یک صامت از آخر رکن مثلا از مفاعیلن می ماند
«مفاعیل»و از فاعلاتن می ماند «فاعلات»
مجبوب
جب در لغت به معنی
خصی کردن است و در علم عروض حذف دو هجای بلند از آخر مفاعیلن است می ماند«مفا»به جای آن«فعل»به کار می برند.
منحور
نحر در لغت به معنی
گلو بریدن است و در عمل عروض باقی نگه داشتن یک هجای بلند از اول رکن مفعولات (-
- - U) و حذف بقیه ی هجاهاست که تنها هجای «مف» می ماند به جای آن«فع»می گذارند.
اخرب
خرب در لغت سوراخ
پهن * و در علم عروض حذف «میم»و
«نون»مفاعیلن(U-
- -) است می ماند فاعیل (- - U)به جای آن «مفعولُ»به کار می رود.
مآخذ:
1- شناخت شعر(عروض و قافیه) تألیف دکتر
ناصر الدین شاه حسینی
2- آشنایی با عروض و قافیه تألیف دکتر سیروس شمسا
3- ادبیات فارسی(قافیه و عروض- نقدابی)دانشگاهی مولفان دکتر تقی وحیدیان
کامیار- دکتر عبدالحسین زرین کوب- دکتر حمید زرین کوب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 0:24 توسط سرگروه ادبیات شازند
|
رجز در لغت به معنی
اضطراب و سرعت است این بحر را بدان جهت رجز خوانده اند که اکثر اشعار عرب که در
شرح مفاخر پیشنیان و صفت مردانگی قوم عرب سروده شده است در این بحر است و در این
هنگام آواز پریشان و حرکات تند است. اصل این بحر «مستفعلن مستفعلن مستفعلنمستفعلن » رجز مثمن سالم می باشد.
زحافات این بحر پنج
است که بهذکر موارد یاد شده در کتاب می
پردازیم:
3-1: مفتعلن مفتعلن
مفتعلن مفتعلن: رجز مثمن مطوی
اگر از رکن«مستفعلن»
(- - U -)که رجز است حرفچهارمحذف شود، مستعلن (- UU-)
که با مفتعلن(- UU -)برابر است باقی می ماند. که حذف حرف چهارم را مطوی می
گویند. تکرار «مفتعلن» را در وزن «رجز مطوی» می گویند.
عشق تو بر بود زمن
مایه ی مایی و منیخود نبود عشق تو
را چاره ز بی خویشتنی
الف) «رجز مطوی» است
زیرا مستفعلن(- -U -) به مفتعلن(- UU -) تبدیل شده است.
ب) «مخبون» است زیرا
اگر از مستفعلن(- - U -) حرف دوم حذف شود، متفعلن(U– U -) می ماند که به جای آن «مفاعلن» (U
– U -) می گذارند.
از نظرات کجا رود ور
برود تو همرهیرفت و رها نمی کنی، آمد و ره نمی دهی «سعدی»
4- بحر متقارب
متقارب در لغت به
معنای نزدیک به هم می باشد اصل این بحر «فعولن فعولن فعولن فعولن» متقارب مثمن
سالم می باشد و دارای شش زحاف می باشد که به شرح موارد ذکر شده در کتاب می
پردازیم:
فعولن فعولن فعولن فعل
: متقارب مثمن محذوف
الف)«متقارب»است زیرا
تکرار«فعولن»(U - - ) است.
ب)«مثمن» است زیرا هشت
رکن دارد.
پ)«محذوف» است زیرا
هجای آخر آن حذف شده و تنها «فعل» (U -) باقی مانده
است.
اوزان مختلف الارکان
شعر فارسی و زحافات آن
1- بحر منسرح
منسرح در لغت به معنی
آسان است. اصل این بحر مستفعلن مفعولات است. اما سالم آن معمول نیست. از احیفی که
در این بحر وجود دارد یازده زحاف است که به شرح و توضیح آنچه در کتاب آمده است می
پردازیم:
الف)«منسرح» است زیرا از«مفتعلن
فاعلات»ساخته شده است.
ب)«مثمن» است زیرا کل
بیت هشت رکن دارد.
پ)«مطوی» است زیرا
«مستفعلن»به «مفتعلن»تبدیل شده است.
ت)«منحور» است زیرا از
همه ی هجاها از رکن پایانی، تنها یک هجای «فع» باقی مانده است.
شاید اگر آفتاب و ماه
نتابدپیش دو ابروی
چون هلال محمّد
2- بحر سریع
سریع در لغت به معنی
زود است. اصل این بحر، «مستفعلن مستفعلن مفعولات» است و چون سالم آن خوش آهنگ نیست
از زحافاتش استفاده می شود. از احیف آن هفت زحاف است که به شرح موارد ذکر شده در
کتاب می پردازیم:
2-1: مفتعلن مفتعلن
فاعلن: سریع مسدس مطوی مکشوف
الف) «مطوی» است زیرا
اگر حرف چهارم از رکن «مستفعلن» (- - U -) که رجز است
حذف شود؛ «مستعلن» (- - UU -) باقی می ماند که به جای آن«مفتعلن»(- UU)
می نویسم.
ب) «مکشوف» است زیرا
اگر از «مفتعلن»(- UU -) «مطوی» یک هجای کوتاه میانی حذف شود. «مفعلن» که
مساوی با «فاعلن»(- لا -) است بدست می آید که به آن مکشوف گویند.
نکته: اگر هر مصراع از
چهار «مفتعلن»(- UU -) ساخته شده باشد آن را «رجز مطوی» و اگر از دو
«مفتعلن»و یک «فاعلن» ساخته شده باشد آن را «سریع مطوی» گویند.
دانه چو طفلی است در
آغوش خاکروز و شب این طفل
به نشو و نماست. «پروین اعتصامی»
ادامه داردد...
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۸۷ ساعت 23:22 توسط سرگروه ادبیات شازند
|
نظر به اینکه در
پاورقی کتاب ادبیات تخصصی (1) عروض و قافیه ی پیش دانشگاهی نام اوزانی آورده شده
است که فقط برای مطالعه می باشد ولی در کنکور از این مباحث چندین سوال مطرح می شود
و اغلب دبیران محترم مطالعه ی این قسمتها را به عهده ی خود دانش آموزان می گذارند
و با توجه به اینکه فهم این مطالب نیز دشوار می باشد و باید به نوعی به دانش آموز
تفهیم شود که در یاد و خاطر آنها ثبت شود و ضرری از این بابت متوجه آنها نشود
اینجانبان اعظم ظفرنیا، شهلا مهابادی و لادن خواجه زاده تصمیم گرفتیم که این اوزان
را به گونه ای که قابل فهم برای فراگیران باشد تدریس کنیم. بدین منظور جزوه ای
تهیه نموده ایم که اگر صلاح بدانید ضمیمه کتاب شود و یا به طریقی از طرف مدیران در
اختیار دانش آموزان علاقمند قرار گیرد.
تعریف وزن
وزن، نظم و تناسب خاصی
است و اصوات شعر(= هجاها) این نظم و تناسب اصوات به انحنای گوناگون نزد ملل مختلف
مبین نوعی آهنگ و موسیقی است.
انواع وزن در زبان های
گوناگون
در شعر سنتی هر زبانی،
تساوی تعداد هجاهای هر مصراع، در وزن دخیل است. علاوه بر این عامل مشترک، وزن شعر
هر زبانی مبتنی بر عامل خاصی است:
1- وزن عددی(Numerical)
این وزن مبتنی است بر
تساوی تعداد هجاهای هر مصراع (یعنی عامل خاصی در این گونه وزن دخیل نیست) وزن
اشعار فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیایی از این گونه است.
2- وزن تکیه ائی(Accentaal)
این وزن مبتنی است بر تکیه ای که بر هجاها واقع
می شود. وزن اشعار انگلیسی و آلمانی چنین است.
3- وزن آهنگی یا
نواختی (Tonic)
این وزن بر حسب زیری و بمی اصوات(هجاها) مشخص می
شود. وزن شعر چینی و ویتنامی از این قبیل است.
4- وزن کمی(Quantitative)
این وزن مبتنی بر امتداد
زمانی، یعنی کمیت(کوتاهی و بلندی) هجاهاست. وزن شعر فارسی و عربی وسانسکریت و یونان
باستان و لاتین از این دست است.
تعریف زحاف
عروضیان تغییراتی را
که به اجزای سالم اصلی داده می شود. تا اجزای فرعی غیر سالم از آن منشعب شود، زحاف
خوانده اند. به عبارت دیگر، اختلافاتی را که ممکن است در هر یک از اوزان اصلی رخ
دهد به شرط آنکه وزن از قاعده نیفتد در خلال قواعدی بیان می دارند که حاصل آن
زحافات و علل خوانده می شود، و این تغییرات که در اصول بحور حاصل می شود نه تنها
در شعر گرانی پدید نمی آورد، بلکه شعر را قبول تر و خوشاهنگ تر می سازد.
زحاف مأخذ است از زحف
که به معنی دور شدن از اصل و خطاشدن تیر و به نشانه اصابت نکردن است و جمع زحاف در
عروض زحافات و از احیف است.
اوزان متحد الارکان
شعر فارسی و زحافات آن
1- بحر رمل
رمل در لغت حصیر بافتن
است و این بحر را بدان جهت رمل خوانده اند که پنداری ارکان آن درهم بافته است. اصل
این بحر فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن «بحر رمل مثمن سالم» می باشد و دارای
چهارده زحاف است، که تنها به شرح موارد ذکر شده در کتاب می پردازیم:
هر کسی از ظن خود شد
یار مناز درون من نجست اسرار
من «مولوی»
نکته: چنانکه در کتاب
آورده شده است در آخر مصراع فرقی میان هجای بلند و کشیده نیست، همچنانکه در این
شعر سعدی:
نه من خام طمع عشق تو
می ورزم و بسکه چو من سوخته در
خیل تو بسیاری هست
مصراع اول مختوم به
هجای بلند و مصراع دوم مختوم به هجای کشیده است اما در عروض سنتی به خطا میان این
دو فرق گذاشته می شود و اولی را «محذوف» و دومی را «مقصور» می نامند.
1-3: فعلاتن فعلاتن
فعلاتن فعلاتن: رمل مثمن مخبون
مخبون: اگر از رکن
فاعلاتن، مصوت بلند«1» (حرف دوم) حذف شود به صورت«فعلاتن» در می آید که چون
فاعلاتن رمل است حذف حرف دوم«فاعلاتن» را مخبون می گویند:
نظر آوردم و بردم که
وجودی به تو ماندهمه اسمند و تو جسمی، همه جمسند و تو روحی «سعدی»
اگر از پایان هر مصراع
شعری با ارکان«فعلاتن» آخرین هجا حذف شود به فعلن تبدیل می شود و ارکان هر مصراع
چنین است: «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» چنانکه گفته شد، به حذف هجای پایانی محذوف
گفته می شود.
نه من خام طمع عشق تو
می ورزم و بس که چو
من سوخته در خیل تو بسیاری هست « سعدی»
بت خود را بشکن خوار و
ذلیلنامور
شو به فتوت چو خلیل
1-6: فعلات فاعلاتن
فعلات فاعلاتن: رمل مثمن مشکول
الف)«رمل »است زیرا
یکی از ارکان آن«فاعلاتن» است.
ب)مثمن است زیرا هشت
رکن دارد.
ج)هرگاه از «فاعلاتن»(-U-
-)، «فعلات»(UU- U)برجای بماند آن
را «مشکول» خوانند.
2- بحر هزج
هزج، در لغت سرو دو
ترانه و آواز ترنم است، در اصطلاح بحری است که از تکرار جزو مفاعلین پدید آمده
باشد، بحر هزج را بدان جهت به این نام خوانده اند که بیشتر آوازها و سرود های
اعراب بر این بحر است. اصل این بحر«مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» « بحر هزج
مثمن سالم » می باشد و دارای پانزده زحاف است که تنها به شرح موارد ذکر شده در
کتاب می پردازیم:
2-1: مفاعیلن مفاعیلن
فعولن: هزج مسدس محذوف
الهی سینه ای ده آتش
افروز در آن سینه دلی
وان دل همه سوز
عروضیان سنتی تمام وزن هایی را که امروز به صورت
«مستفعل» آغاز می کنیم با «مفعول» آغاز می کردند.
مثلا وزن منظم« مستفعل
مستفعل مستفعل مستف » را به صورت نامنظم«مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» تقسیم می
کردند و این نوع نام گذاری براساس اوزان عروضی سنتی است.
الف) «اخرب» است زیرا
اگر«میم» و «نون» مفاعیلن(U- - -) را حذف
کنیم می ماند فاعیل (- - U) که به جای
آن«مفعول»به کار می رود.
ب) «مکفوف» است یعنی
حذف یک صامت از آخر رکن«مفاعیلن» که «مفاعیل» می ماند.
پ) «محذوف» است یعنی
حذف یک هجا از رکن آخر «مفاعیلن» که «فعولن» می ماند.
تا کی به تمنای وصال
تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه «شیخ بهایی»
همان توضیحاتی که
درباره ی علت نامگذاری بیت قبل آمد درباره ی بیت زیر نیز صادق است. زیرا وزن این
دو بیت عیناً مثل هم می باشد و تنها تفاوت در آخرین رکن است که در بیت زیر به جای
محذوف «مجبوب»آمده است. و از آن روی«مجبوب» گویند که دو هجای آخر از مفاعیلن (U
- - -) حذف شده و فعل باقی مانده است.
تقدیر که بر کشتنت
آزرم نداشتبر حسن
جوانیت دل نرم نداشت
وزنش مانند وزن بیت
قبلی است تنها تفاوت این است که چون از رکن پایانی، مفاعیلن (U
- - -) یک هجا حذف و به «فعولن» (U - - ) تبدیل شده
است در نامگذاری «محذوف» اضافه گردیده است.
لاف از سخن چو در توان
زدآن خشت بود که پر
توان زد «نظامی»
جمعی از معلمان ادبیات مقطع متوسطه شازند از کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی
در قم بازدید کردند .
با ابتکار سرگروه ادبیات منطقه شازند ، اردویی یک روزه به مقصد شهر قم وکتابخانه آیت الله مرعشی نجفی برگزار گردید .
این اردو که با شرکت جمعی از معلمان ادبیات منطقهدر تاریخ پنجشنبه شانزدهم آبان ماه برگزار شد ، با هدف آشنایی هر چه بیشتر
همکاران فرهنگی با بخشی از گنجینه ی عظیمآثار مکتوب تمدن اسلامی و نسخ خطی محفوظ در این کتابخانه یبزرگو
همچنین زیارت آرامگاه خادم بزرگ فرهنگ این سرزمین حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره)
انجام پذیرفت .
در ضمن این بازدید ، همکاران با بخش های مختلف این کتابخانه از جمله ؛ مخزن
نسخ خطی ، بیمارستان کتاب ، بخش مرمت کتاب های آسیب دیده ، بخش میکروفیلم و... آشنا
شده از نزدیک در جریان فعالیت های متخصصین این فن قرار گرفتند .
در این سفر فرهنگی – معنوی دوستداران فرهنگ تشیع به زیارت حرم متبرک حضرت
فاطمه ی معصومه (س) شتافته ولحظاتی را به تضرع و راز و نیاز با معبود گذراندند.
همچنین در پایان همکاران فرهنگی ، آرامگاه شاعر نجیب و خوش نام معاصر مرحوم
پروین اعتصامی و پدر دانشمندش یوسف اعتصام الملک را زیارت کرده یاد آنان را گرامی
داشتند .
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷ ساعت 16:7 توسط سرگروه ادبیات شازند
|
این صفحه باز تابنده فعالیت ها و کوشش های گروه ادبیات شهرستان شازند در جهت رشد و اعتلای کیفیت عمومی تدریس ادبیات در مدارس و همچنین ترویج ادبیات غنی و پر بار فارسی در جامعه است ، که با همکاری جمعی از دبیران و معلمان شهرستان فعالیت می کند .