حسرت همیشگی ...

نام خانواده گی : امین پور
محل تولد:گتوند (دزفول - خوزستان)
تاریخ تولد: 2/2/1338 خورشیدی
فوت: سه شنبه 8/8/86 خوشیدی در تهران
محل دفن: گتوند
از این پس در تاریخ ادبیات ایران خواهند نوشت: دكتر"قیصر امین پور "(شاعر ، محقق و استاددانشگاه)در تاریخ 2/2/1338 خورشیدی در گتوند ازتوابع دزفول در استان خوزستان به دنیا آمد. پس ازطی كردن دوران مقدماتی تحصیل در زادگاهش راهی دانشگاه تهران شد. وی توانست مدارج تحصیل را تا مقطع دكتری ادبیات طی كند و در همین دانشگاه به تدریس بپردازد.
اگر چه امین پور در تحقیق ادبی و سرایش شعر برای كودكان نیز دست داشت ، اما شهرت وی بیشتر به خاطر اشعار او برای مقطع سنی بزرگسال است . او در چندین قالب ادبی از جمله رباعي، مثنوي، غزل و آزاد و نيمايي طبع آزمایی كرده است كه بیشترین موفقیت او در غزل و شعر آزاد به چشم میخورد.
كتابهای بر جای مانده از این شاعر عبارتند از:"تنفس صبح" و "در كوچهی آفتاب" (1363)، "توفان در پرانتز" (نثر ادبی) و "منظومهی ظهر روز دهم" (برای نوجوانان-1365)، "مثل چشمه، مثل رود" (برای نوجوانان-1368)، "بیبال پریدن" (نثر ادبی برای نوجوانان) ، "گفتوگوهای بیگفتوگو" (1370)، "آینههای ناگهان" (1372) شعر بزرگسال، "بهقول پرستو" (برای نوجوانان-1375)و "گلها همه آفتابگردانند" (مجموعه شعر-1380) ،"سنت و نوآوری در شعر معاصر"(تحقیق و تالیف-1383) ،"شعر و كودكی"(1386) ،"دستور زبان عشق" (مجموعه شعر- 1386).
چند شعر از او :
حسرت همیشگی
حرفهای ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است .
باز هم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود .
*************************
روز مبادا!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درستمثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
*****************************
اتفاق
افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد-
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد- می افتد
اما
او سبز بود وگرم که
افتاد
**********************************
اگر دل دلیل است
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم
****************************
ای عشق
دستی به کرم به شانه ی ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیر است دلم چشم به راهت دارد
ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی
**************************
درگذشت این شاعر متعهد و آگاه را به جامعه ادبی کشور و تمامی علاقمندان ایشان تسلیت عرض می نماییم .
******************************************************************