مناجات 

و در آغاز سخن بود و سخن تنها بود

و سخن زیبا بود

بوسه و نان و تماشای کبوتر ها بود.

 

اهرمن خاتم دانایی و زیبایی را

برد زانگشت سلیمانی او

جادویی کرد یکی پیر پلید

که سخن (سر قدر )

مسخ گردید و سترون گردید .

 

ای تو آغاز  ،

تو انجام ، تو بالا ، تو فرود

ای سراینده هستی سر هر سطر و سرود

باز گردان ، به سخن ، دیگر بار

آن شکوه ازلی ، شادی و زیبایی را

داد و دانایی را .

تو سخن را بده آن شو کت دیرین

آمین !

نیز دوشیزگی روز نخستین

آمین !

دکتر شفیعی کدکنی