مکتب های ادبی
آشنایی با مکتب ها و اصطلاحات ادبی 1
● پارناس (Parnasse)
پارناس نام کوهی است که بنا به اسطورههای یونان
قدیم، آپولون
(الههی شعر) و ٩ خواهری که فرشتگان نگاهبان هنرهای
زیبا بودند، در آن جا زندگی
میکردند. وجه تسمیهی آن، علاقه و گرایشی است که
شاعران پارناسین برای شعر به مفهوم
هنری قائم به ذات که هیچ هدفی جز کمال و زیبایی خود
ندارد، قایل بودند. این مکتب
ادبی در نیمهی دوم سده ی نوزدهم در فرانسه در برابر
رمانتیسم ویکتور هوگو و
لامارتین، و بر ضد درونگرایی و جامعهدوستی هنری پدید
آمد.
بسیاری تئوفیل گوتیه
را بنیادگذار این مکتب میدانند و برخی رواج این مکتب
را به لکنت دولیل نسبت
دادهاند. گوتیه عقیده داشت که هنر هیچ هدفی جز خود و
فراتر از خود ندارد. به نظر
او شاعر باید همچون مجسمهساز و صنعتگری کاملن
بیطرف باشد و شعر خود را به
ملموسترین و عینیترین شکل ممکن ارایه دهد. این
عقیده منشأ یقین به تشابه میان
هنرهای تجسّمی و تصویرگری و نیز منشأ اندیشهی شعر
بیطرف و غیرشخصی است. شعر
غیر شخصی فارغ از تمایلات و گرایشهای شخصی شاعر است.
تی.اس.الیوت، شاعر انگلیسی
تبار، این رویکرد را این گونه تعریف میکند:
"تعالی
هنرمند عبارت از جریان مدام
قربانی کردن خود و محوشدگی همیشگی منیّت اوست."
شعار "هنر برای هنر" یکی از اصول
مهم این مکتب به شمار میآید. شاعر پارناسین با هرگونه
ذهنیّتگرایی مخالفت میکرد
و زیبایی قالب و شیوهی بیان را برتر از محتوا
میدانست.
ويکتور هوگو با اثر معروف خود "Les
Orientales
" پايه گذار مکتب "هنر براي هنر" شد و هوگو بود که
عبارت " هنر براي هنر " را در محافل ادبي مطرح ساخت.
جوانان بسياري دور هوگو جمع شدند و می گفتند هنر خدايي
است که بايد آن را تنها به خاطر خودش پرستيد و نباید
هيچ گونه جنبه ی مفيد و يا اخلاقي به آن داد.
تئوفيل گوتيه ازجمله ی اين جوانان بود که پس از چند
سال در رأس عده اي که هنر براي هنر را شعار خود کرده
بودند قرار گرفت. شاعر نام دار ديگر اين مکتب نیز
تئودور دو بانويل است.
در سال ١۸۶۰ میلادی عده اي از شاعران جوان فرانسه که
بر ضد رومانتيسم قيام کرده بودند، تحت تأثير مکتب هنر
براي هنر محافلی ادبي برای خود تشکيل دادند. در رأس
اين شاعران لوکنت دو ليل قرار داشت. در سال ١۸۶۶
مجموعه شعري از آثار اين شاعران با عنوان (پارناس
معاصر) انتشار يافت که سخت مورد توجه قرار گرفت.
و رفته رفته اين شاعران به نام" پارناسين" معروف شدند.
به باور پارناسين ها شعر نشانه اي است از روح کسي که
احساسات خود را خاموش ساخته است. چون این شاعری به
هيچ روی نمي خواهد شعرش محتواي اميد و آرزو و خواهشي
باشد و تنها براي هنر محض احترام قایل است و به زيبايي
شکل و طرز بيان اهميت مي دهد.
اصول مهم اين مکتب عبارت است از :
١_
کمال شکل، چه از نظر بيان و چه از لحاظ برگزيدن واژه
ها.
۲_
دخالت ندادن احساسات و بی توجهی به آرمان ها و اهداف.
٣_
زيبايي قافيه.
۴_
پایبندی به آیين "هنر براي هنر".